على رمضان اوسى
79
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى )
چرا كه وى به مثابه محور درخشانى ميان مفسّران از صحابه پيامبر ( ص ) مىباشد . روايات زيادى از ابن عباس بدست ما رسيده است كه عدّهاى از آنها منقول صحيح و تعدادى ديگر منقول غير صحيح است . در اينجا اشاره مىكنيم كه علّامه ، گفتههاى بسيارى از صحابه و تابعين و پيروان تابعين را نقل كرده و بعضى از آنها را پذيرفته و بعضى ديگر را مورد انتقاد و تحليل قرار داده است . در مبحث ( گفتههاى صحابه و تابعين از ديدگاه علّامه ) « 1 » به اختصار در اين مورد بحث خواهيم كرد . اگر چه علّامه عموما گفتههاى صحابه و تابعين و تابعان تابعين را از كتابهاى تفسيرى و روايى نقل مىكند ، ولى گاه عبارت وى موهم اين مطلب است ، كه وى اين گفتهها را از كتابهاى تفسيرى و روايى نقل نكرده است مانند : « نسب الى ابن عباس . . . » « 2 » : به ابن عباس نسبت داده شده است ، بدون اينكه مستقيما يا تلويحا اشارهاى به ذكر منبع مورد استفاده بشود . اين مطلب بدان معنا نيست كه علّامه آن را از تفسير « تنوير المقياس » كه منسوب به ابن عباس است ، نقل كرده چرا كه عبارتهاى الميزان ، دلالتى بر اين مطلب ندارد و علّامه نيز به اين تفسير اشاره نكرده است . اينكه در بعضى موارد علّامه گفتهاى را به ابن عبّاس نسبت مىدهد و همين گفتهها در تفسيرى كه به ابن عباس نسبت داده شده است ، ( يعنى تنوير المقياس ) وجود دارد ؛ دليل آن نيست كه مرحوم علّامه از كتاب تنوير المقياس ، اين گفتهها را اخذ نموده باشد ، چه اينكه گفتههاى منسوب به ابن عبّاس در كتابهاى تفسيرى و غير تفسيرى آمده است . بنابراين ، اين را نمىدانم كه آيا علّامه مستقيما از كتاب تنوير المقياس يا بواسطه كتابهاى ديگر ، حديث نقل كرده است ؟ شاهد مطلب اينست كه : علّامه گفتار منسوب به ابن عباس را كه : مراد
--> ( 1 ) - نگاه كنيد : ص 174 همين كتاب ( متن عربى ) . ( 2 ) - الميزان : 12 / 160 ، 14 / 329 ، 20 / 6 ، 264 .